۳۸ نتیجه برای اضافه وزن
دکتر حبیبا. . . مصطفوی، دکتر محمدحسین دباغمنش، دکتر نجف زارع،
جلد ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۴ )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه مشخص کردن شیوع چاقی و اضافه وزن در نوجوانان و تغییرات شیوع چاقی در بزرگسالان ساکن شهر شیراز بوده است. مواد و روشها: از دی ماه سال ۱۳۸۰ تا فروردین ماه سال ۱۳۸۱ یک مطالعه مقطعی بر روی جمعیت ساکن شهر شیراز انجام شد و با نمونهگیری سیستماتیک تصادفی ۴۰۴۸ نفر انتخاب شدند که شامل ۸۰۳ نوجوان
(۱۸-۱۳ سال) و ۳۲۴۵ بزرگسال (بیش از ۱۸ سال) بودند. اندازهگیری قد و وزن انجام شد و نمایه توده بدن مشخص شد؛ سپس میزان شیوع چاقی و اضافه وزن برای هر جنس در هرگروه سنی مشخص شد. یافتهها: شیوع چاقی در نوجوانان ۹/۲ % و اضافه وزن ۳/۱۱% به دست آمد در حالی که میزان شیوع چاقی در بزرگسالان ۷/۱۱% و اضافه وزن ۳/۳۳% بود. شیوع چاقی و اضافه وزن در زنان شایعتر از مردان بود (۰۰۱/۰p<). در زنان و مردان بیشترین شیوع چاقی در گروه سنی ۵۰ تا ۵۹ سال و بیشترین شیوع اضافه وزن در گروه سنی ۴۰ تا ۴۹ سال مشاهده شد. متوسط نمایه توده بدن در دختران ۸/۳±۶/۲۰، در پسران ۴/۳±۴/۱۹، در زنان ۶/۳±۳/۲۵ و در مردان ۸/۳±۸/۲۳ به دست آمد. نتیجهگیری: این گزارش نشان داد که درصد قابل توجهی از نوجوانان در جمعیت شهرنشین شیراز دارای اضافه وزن بوده شیوع چاقی در بزرگسالان و نیز متوسط نمایه توده بدن در جمعیت بزرگسال شهرنشین جنوب ایران افزایش یافته است. به نظر میرسد باید راهکارها و برنامههای مشخص برای کاهش و کنترل وزن در اولویتهای بهداشتی قرارگیرد
مسعود کیمیاگر، نازنین نوری، احمد اسماعیلزاده،
جلد ۷، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۴ )
چکیده
مقدمه: اندازه دور کمر و دور باسن در مطالعات اپیدمیولوژیک و نیز در مطالعات بالینی دارای اهمیت است لذا مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر کاهش وزن بر اندازه دور کمر و دور باسن در زنان چاق و دارای اضافه وزن انجام شد. مواد و روشها: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی از نوع قبل و بعد است که بر روی ۲۸۹ زن ۱۸ تا ۷۳ ساله صورت گرفت. اطلاعات دموگرافیک گرداوری شد. وزن و قد طبق دستورالعملهای استاندارد اندازهگیری و نمایه توده بدنی (BMI) محاسبه شد. دور کمر (WC) در باریکترین ناحیه آن و دور باسن (HC) در برجستهترین قسمت، اندازهگیری و ثبت و نسبت دور کمر به دور باسن (WHR) محاسبه گردید. چاقی به صورت Kg/m۲ ۳۰ ≤ BMI، اضافه وزن به صورت Kg/m۲ ۳۰ > BMI≥ ۲۵ و چاقی شکمی به صورت ۸/۰ ≤ WHR تعریف شد. یافتهها: میانگین سنی زنان مورد مطالعه ۵/۱۱±۹/۳۴ سال و میانگین وزن (w) و BMI آنها در شروع مطالعه به ترتیب ۶/۱۴±۸ /۸۱ کیلوگرم و ۴/۵±۸/۳۱ کیلوگرم برمترمربع، میانگین WC ۳/۱۰±۳/۹۵ سانتی متر، میانگین HC ۸/۱۰±۶/۱۱۴ سانتی متر و میانگین WHR، ۰۶/۰±۸۳/۰ بود. بعد از رژیم کاهش وزن برای مدت حدود دو ماه W، BMI، WC، HC و WHR به ترتیب به Kg۵/۱۴±۸ /۷۷،Kg/m² ۴/۵±۴/۳۰، cm ۵/۱۰±۱/۹۱، cm ۱۱±۸/۱۱۱ و ۰۶/۰±۸۱/۰ رسید (برای همه ۰۵/۰ p<). نتیجهگیری: یک رژیم کم کالری موجب کاهش وزن واضح به همراه کاهش BMI، WC، HC و WHR در زنان چاق و دارای اضافه وزن میشود و تغییرات ایجاد شده در WC و HC در آنها ارتباط مستقیم با BMI اولیه آنها دارد.
دکتر مجید کاراندیش، سوده شکروی، دکتر محمد طه جلالی، محمد حسین حقیقیزاده،
جلد ۸، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۵ )
چکیده
مقدمه: شواهدی مبنی بر نقش کلسیم در بهبود پروفایل لیپید وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر مصرف روزانهی مکمل ۱۰۰۰ میلیگرمی کلسیم به مدت ۳۰ روز بر پروفایل لیپید زنان مبتلا به اضافه وزن یا چاقی است. مواد و روشها: این پژوهش به روش کارازمایی بالینی تصادفی دوسوکور انجام شد. ۴۴ زن بالغ مبتلا به اضافه وزن یا چاقی (نمایهی تودهی بدن ۲۵ کیلوگرم بر متر مربع و بیشتر، سن ۶±۲۵ سال) به دو گروه مکمل کلسیم (دریافت کنندهی روزانه ۱۰۰۰ میلیگرم کلسیم عنصری) یا دارونما تقسیم شدند. مدت مطالعه ۳۰ روز بود. لیپیدها، لیپوپروتئینها و آپولیپوپروتئینها شامل تریگلیسرید، کلسترول تام، کلسترول HDL، آپولیپوپروتئینA-I و B پیش و پس از مداخله اندازهگیری شدند. کلسترول LDL با استفاده از فرمول فریدوالد و کلسترول VLDL معادل یک پنجم تری گلیسرید محاسبه شد. مقادیر کلسیم و انرژی رژیم غذایی با استفاده از پرسشنامهی ۳ روز یادآمد ۲۴ ساعتهی خوراک به دست آمد. تمام آنالیزها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش ۹ انجام و ۰۵/۰p< معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: تفاوت معنیداری در متغیرهای زمینه ای، فراسنجهای سرمی و دریافت انرژی و کلسیم در ابتدای مطالعه بین دو گروه وجود نداشت. کلسترول تام، کلسترول LDL، تریگلیسرید و کلسترول VLDL سرم در هر دو گروه افزایش یافت، اما تنها افزایش کلسترول تام در گروه دارونما (۰۱/۰=p) و تریگلیسرید و کلسترول VLDL در گروه مکمل کلسیم (۰۳/۰=p) معنیدار بود. افزایش کلسترول LDL در هر دو گروه مکمل کلسیم و دارونما معنیدار بود (۰۵/۰p<). کلسترول HDL در هر دو گروه مکمل کلسیم و دارونما کاهش معنیداری یافت (۰۱/۰p<). تغییر معنیداری در آپولیپوپروتئینهای دو گروه مشاهده نشد. تفاوت معنیداری در فراسنجهای سرمی بین گروهها در انتهای مطالعه مشاهده نشد. نتیجهگیری: در این مطالعه با مکمل یاری کوتاه مدت کلسیم تأثیرمطلوب قابل توجهی بر پروفایل لیپید زنان مبتلا به اضافه وزن یا چاقی مشاهده نشد. از آنجایی که تعداد مطالعهها در این زمینه محدود است، برای نتیجهگیری قطعی کارآزماییهای بالینی بیشتری مورد نیاز است.
دکتر زهرا محتشم امیری، دکتر محسن مداح،
جلد ۸، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۵ )
چکیده
مقدمه: افزایش شهرنشینی و صنعتی شدن در اغلب کشورها همراه با تغییرات رفتاری و تغذیهای به سمت تغذیه با میزان بالای چربی و انرژی در کنار کمتحرکی، باعث اپیدمی چاقی در دنیا شده است.مطالعهی حاضر جهت بررسی این مشکل در دانشجویان پزشکی به عنوان پزشکان آینده به اجرا درآمده است. مواد و روشها: در یک مطالعهی مقطعی، همهی ۲۸۲ دانشجوی پزشکی دختر دانشگاه علوم پزشکی گیلان در نیمهی اول سال ۱۳۸۲ تحت مطالعه قرار گرفتند. گرداوری دادهها با استفاده از پرسشنامهای حاوی اطلاعات دموگرافیک, رفتارهای تغذیهای، میزان فعالیت فیزیکی و شاخصهای تنسنجی قد، وزن، دورکمر و دور باسن ثبت شد. در این مطالعه افزایش اضافه وزن بر اساس نمایهی تودهی بدن بالاتر یا مساوی ۲۵ و چاقی بر اساس نمایهی تودهی بدن بالاتر از ۳۰ تعریف شد. چاقی تنهای بر اساس دو شاخص دور کمر بالاتر از۸۰ سانتیمتر و نسبت دور کمر به باسن بالاتر از ۸/۰ در نظر گرفته شد. یافتهها: در این مطالعه ۲۳ دانشجو (۱/۸%) کم وزن، ۷/۷۸% دارای وزن طبیعی، ۳۶ نفر دارای اضافه وزن (۷/۱۲%) و ۱ نفر (۴/۰%) چاق بودند. بر اساس میزان دور کمر، ۲۹ نفر (۲/۱۰%) دانشجویان دارای چاقی بالاتنه و بر اساس دور کمر به باسن ۴۲ نفر (۸/۱۴%) دارای چاقی شکمی بودند. پس از آنالیز کوواریانس تنها متغیر مؤثر بر نمایهی تودهی بدن، سابقهی چاقی در دورهی کودکی (۰۲/=p) و سابقهی چاقی دورهی نوجوانی و دبیرستان
(۰۰۱/۰>p) بود. حدود نیمی از دانشجویان دید درستی از وزن مطلوب خود نداشتند. نتیجهگیری: نتایج به دست آمده از مطالعهی حاضر، نشان دهندهی همزمانی مشکل کم وزنی و افزایش اضافه وزن در دانشجویان از یک طرف و عدم اطلاع از وزن مطلوب از طرف دیگر بوده، لزوم آموزش هر چه بیشتر دانشجویان را در رابطه با مشکلات تغذیهای خاطر نشان میسازد.
دكتر فرهاد حسین پناه، دكتر مهدی رامبد، دكتر فرزانه سروقدی، دكتر مریم توحیدی، دكتر مهدی هدایتی، دكتر فریدون عزیزی،
جلد ۹، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
مقدمه: اضافه وزن یک عامل خطر شناخته شده برای دیابت نوع ۲ است. مطالعههای متعددی برای تخمین میزان خطر دیابت ناشی از چاقی در کشورهای توسعه یافته انجام شده است، با این وجود شواهد اندکی دال بر نقش چاقی در بروز دیابت در کشورهای خاورمیانه گزارش شده است. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان خطر منتسب در مورد ارتباط دیابت با چاقی میباشد. مواد و روشها: با استفاده از دادههای مطالعهی همگروهی قند و لیپید تهران با دورهی پیگیری ۶/۳ ساله، میزان نسبت شانس تعدیل شده و خطرهای منتسب جمعیت برای ایجاد دیابت تعیین شد. یافتهها: از ۴۷۲۸ که طی دورهی ۶/۳ از شرکت کننده ساله پیگیری شدند، ۵/۳% (۱۶۴ نفر) به دیابت مبتلا شدند. این نسبت معادل ۳/۱% و ۲/۳% و ۷% به ترتیب برای افراد طبیعی، دارای اضافه وزن و چاق بود. در مقایسه با نمایهی تودهی بدن طبیعی نسبت شانس ابتلای تعدیل شده برای بروز دیابت (۰۲/۳-۰۵/۱، CI ۹۵%) ۷۸/۱ در افراد دارای اضافه وزن و (۱۰/۶-۱۳/۳، CI ۹۵%) ۶۱/۳ در افراد چاق بود. خطر منتسب جمعیت تعدیل شده برای افراد دارای اضافه وزن ۸/۲۳% و برای افراد چاق ۶/۳۷% بود. نتیجهگیری: تغییر در شیوهی زندگی برای پیشگیری از اضافه وزن و چاقی میتواند به صورت اساسی میزان بروز دیابت را در جامعه کاهش دهد.
دكتر فاطمه طاهری، طوبی کاظمی، بابک تقی زاده، گلبرگ نجیبی،
جلد ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه تعیین شیوع چاقی و اضافه وزن در دانشآموزان دبیرستانی ۱۸-۱۵ ساله شهر بیرجند بود. مواد و روشها: این مطالعهی توصیفی ـ تحلیلی و مقطعی در سال ۱۳۸۴ روی ۲۲۳۰ دانشآموز ۱۸-۱۵ ساله که از طریق نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای سهمی انتخاب شدند، انجام شد. قد و وزن دانشآموزان به روش استاندارد اندازهگیری و نمایهی تودهیمقدمه: هدف از این مطالعه تعیین شیوع چاقی و اضافه وزن در دانشآموزان دبیرستانی ۱۸-۱۵ ساله شهر بیرجند بود. مواد و روشها: این مطالعهی توصیفی ـ تحلیلی و مقطعی در سال ۱۳۸۴ روی ۲۲۳۰ دانشآموز ۱۸-۱۵ ساله که از طریق نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای سهمی انتخاب شدند، انجام شد. قد و وزن دانشآموزان به روش استاندارد اندازهگیری و نمایهی تودهی بدن (BMI) محاسبه شد. افراد با BMI صدک ۸۵ تا ۹۵ استاندارد CDC به عنوان افراد دارای اضافه وزن و با BMI بیشتر از صدک ۹۵ برای سن و جنس، چاق محسوب شدند. سایر اطلاعات دموگرافیک از طریق مصاحبه کسب و در پرسشنامه ثبت شد. یافتهها : شیوع چاقی در افراد مورد مطالعه ۳/۲% (۸/۱ دختران و ۸/۲% پسران) و شیوع اضافه وزن ۱/۶% (۱/۷% دختران و ۵% پسران) بود. شیوع چاقی در پسران و شیوع اضافه وزن در دختران بیشتر بود. چاقی و اضافه وزن با میزان تحصیلات والدین، شغل پدر و نوع مدرسه ارتباط معنیدار داشت. چاقی و اضافه وزن در فرزندان والدین با تحصیلات بیشتر، پدران کارمند و مدارس غیرانتفاعی بیشترین شیوع را داشت. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این بررسی، شیوع چاقی و اضافه وزن در دانشآموزان دبیرستانی بیرجند از اغلب مطالعههای مشابه در ایران و جهان کمتر است ولی با توجه به ارتباط آن با وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی، توصیه میشود در خانوادههای مرفه مورد توجه خاص قرار گیرد. بدن (BMI) محاسبه شد. افراد با BMI صدک ۸۵ تا ۹۵ استاندارد CDC به عنوان افراد دارای اضافه وزن و با BMI بیشتر از صدک ۹۵ برای سن و جنس، چاق محسوب شدند. سایر اطلاعات دموگرافیک از طریق مصاحبه کسب و در پرسشنامه ثبت شد. یافتهها : شیوع چاقی در افراد مورد مطالعه ۳/۲% (۸/۱ دختران و ۸/۲% پسران) و شیوع اضافه وزن ۱/۶% (۱/۷% دختران و ۵% پسران) بود. شیوع چاقی در پسران و شیوع اضافه وزن در دختران بیشتر بود. چاقی و اضافه وزن با میزان تحصیلات والدین، شغل پدر و نوع مدرسه ارتباط معنیدار داشت. چاقی و اضافه وزن در فرزندان والدین با تحصیلات بیشتر، پدران کارمند و مدارس غیرانتفاعی بیشترین شیوع را داشت. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این بررسی، شیوع چاقی و اضافه وزن در دانشآموزان دبیرستانی بیرجند از اغلب مطالعههای مشابه در ایران و جهان کمتر است ولی با توجه به ارتباط آن با وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی، توصیه میشود در خانوادههای مرفه مورد توجه خاص قرار گیرد.
دكتر مرتضی تقوی، صدیقه فاطمی، حسین آیت الهی،
جلد ۱۰، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: سندرم تخمدان پلیکیستیک شایعترین علت عدم تخمکگذاری و هیپرآندروژنیسم است.این بیماری اغلب با چاقی و مقاومت به انسولین همراه است. افزایش ذخایر آهن بدن با وقوع عدم تحمل به گلوکز، دیابت نوع ۲، دیابت حاملگی و سندرم متابولیک رابطه دارد و گزارشی در مورد افزایش فریتین در زنان چاق مبتلا به تخمدان پلیکیستیک وجود دارد اما آن مطالعه در بیماران چاق مبتلا به این بیماری انجام شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی این رابطه در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک فاقد اضافه وزن و چاقی بود. مواد و روشها: در این مطالعه ۵۰ بیمار مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک بدون اضافه وزن بر اساس ویژگیهای تشخیصی گردهمایی روتردام انتخاب شدند. در تمام بیماران پس از یک ناشتایی دوازده ساعته سطح سرمی فریتین، گلوکز،کلسترول، تریگلیسرید و انسولین اندازهگیری شد. مقاومت به انسولین با فرمول HOMA-IR محاسبه شد.�سپس این مقادیر با یک گروه شاهد ۳۸ نفری با سن و نمایهی تودهی بدن مشابه و فاقد علایم این بیماری مقایسه شدند. یافتهها: سن متوسط در گروه بیماران ۷۸/۵±۲۷ سال و نمایهی تودهی بدن ۸۲/۳±۱۱/۲۱ کیلوگرم بر متر مربع بود. سطح فریتین در گروه بیماران ۳۹/۳۲±۴۵/۶۰ و در گروه شاهد ۶۵/۲۳±۴۸/۴۷ نانوگرم در میلیلیتر بود. میزان مقاومت به انسولین در گروه بیماران ۹۱/۰±۶۱/۲ و در گروه شاهد ۷۲/۰±۷۴/۱ بود. میزان افزایش سطح سرمی فریتین، انسولین و مقاومت به انسولین در گروه بیمار بیماران نسبت به گروه شاهد از نظر آماری قابل ملاحظه نبود و میزان ذخایر آهن سرم با میزان مقاومت به انسولین و سطح انسولین و لیپیدهای سرم رابطه نداشت. نتیجهگیری: در بیماران سندروم مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک فاقد اضافه وزن، افزایش قابل ملاحظهای در ذخایر آهن بدن رخ نمی دهد.
دكتر مریم برزین، دكتر پروین میرمیران، دكتر علی رمضانخانی، دكتر حسین حاتمی، دكتر فریدون عزیزی،
جلد ۱۰، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: اضافه وزن و چاقی در تمام جوامع یک مشکل بهداشتی است که به سرعت در حال افزایش است. گزارشهای مختلفی از میزان شیوع چاقی در ایران منتشر شده، اما تا کنون برآورد دقیقی از میزان چاقی در مردان جوان گزارش نشده است. هدف از این بررسی که در قالب یک مطالعهی جمعیتی انجام شد، مشخص کردن شیوع چاقی و اضافه وزن در پسران جوان ساکن شهر تهران بود. مواد و روشها: در این مطالعهی مقطعی ـ تحلیلی از مراجعهکنندگانی که برای تلقیح واکسنهای قبل از اعزام به خدمت سربازی به یکی از مراکز بهداشتی ـ درمانی تهران مراجعه نموده بودند، از اول تا بیستم شهریور ماه سال ۱۳۸۶ به طور تصادفی ۶۸۰ نفر انتخاب شدند. ۳۷ نفر به دلیل ورزشکار بودن کنار گذاشته شدند و از بقیه ۶۴۳ مرد جوان ۲۵-۱۸ ساله، اندازهگیری قد، وزن، دور کمر و دور باسن انجام شد. نمایهی تودهی بدن و نسبت دور کمر به دور باسن مشخص و میزان شیوع چاقی و اضافه وزن برای هر ردهی سنی محاسبه شد. یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان، ۹/۱±۷/۲۰ سال و میانگین نمایهی تودهی بدن ۵/۶±۱/۲۴ کیلوگرم بر متر مربع بود. شیوع نمایهی تودهی بدن غیر طبیعی (مساوی یا بیشتر از ۲m/Kg ۲۵) ۳/۶۷% (حدود اطمینان ۹۵%: ۷/۷۱-۹/۶۲) بود. ۲/۲۳% (حدود اطمینان ۹۵%: ۵/۲۶-۹/۱۹) اضافه وزن داشتند و ۵/۹% (حدود اطمینان ۹۵%: ۸/۱۱-۲/۷) چاق بودند. شیوع چاقی مرکزی با معیار دور کمر به دور باسن مساوی و بیشتر از ۹/۰، ۲/۷% و با معیار اندازهی دور کمر مساوی و بیشتر از ۹۴ سانتیمتر، ۵/۷% بود. ۸/۷۰% افراد چاق و ۲/۲۹% افراد دارای اضافه وزن، مبتلا به چاقی شکمی هم بودند (۰۰۱/۰p<). بیشترین شیوع چاقی در سن ۲۵ سالگی (۴/۱۸%) و بیشترین شیوع اضافه وزن در ۲۴ سالگی (۵/۴۱%) دیده شد. نتیجهگیری: این گزارش نشان داد که درصد قابل توجهی از مردان جوان در جمعیت شهرنشین تهران دارای اضافه وزن ویا چاقی هستند و این میزان اگر چه از جوانان آمریکایی و عربی منطقهی مدیترانهی شرقی�کمتر است، مشابه مقدار گزارش شدهی کشورهای اروپایی در همین جنس و گروه سنی است.
دكتر ارسلان دمیرچی، دكتر فرهاد رحمانی نیا، بهمن میرزایی، صادق حسن نیا، محسن ابراهیمی،
جلد ۱۰، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: کافئین مادهای است که در بعضی از غذاها به ویژه قهوه، چای، کاکائو، انواع شکلاتها و برخی نوشیدنیها یافت میشود. هدف از این مطالعه بررسی اثرات توأم مصرف کافئین، اضافه وزن و فعالیت ورزشی بر فشار خون بود. مواد و روشها: در یک مطالعهی دوسوکور تصادفی، ۶ مرد غیرفعال و بزرگسال (با میانگین نمایهی تودهی بدن ۲۲/۱±۵۵/۲۹ کیلوگرم بر مترمربع و سن ۸۳/۰±۵۰/۲۲ سال، قد ۱۲/۹±۱۷۴ سانتیمتر، وزن ۸۵/۸±۳۱/۸۹ کیلوگرم و درصد چربی بدن ۶۲/۳±۳۸/۲۶% مورد بررسی قرار گرفتند. فعالیت ورزشی مورد نظر شامل۳۰ دقیقه دویدن روی نوارگردان با شدت ۶۰% حداکثر اکسیژن مصرفی بود. این فعالیت، یک ساعت پس از مصرف کافئین (۵ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و دارونما، در دو جلسهی مجزا و مشابه برای هر آزمودنی انجام شد. ضربان قلب آزمودنیها در طول فعالیت ثبت شد. فشارخون در سه مرحله، قبل از مصرف کافئین یا دارونما، یک ساعت پس از مصرف کافئین یا دارونما و بلافاصله بعد از پایان فعالیت اندازهگیری شد. یافتهها: آزمون آماری تی نشان داد که فشارخون سیستولی و دیاستولی و میانگین فشارخون شریانی با مصرف کافئین در حالت استراحت افزایش یافت (۰۵/۰p≤) اما در پایان فعالیت، تفاوت بین کافئین و دارونما معنیدار نبود. همچنین، اختلاف معنیداری در ضربان قلب مشاهده نشد. نتیجهگیری: مصرف کافئین قبل از ورزش در افراد دارای اضافه وزن موجب افزایش فشارخون به بالاتر از حد طبیعی نمیشود. به نظر میرسد که تأثیر کافئین، اضافه وزن و فعالیت ورزشی نمیتواند برای افراد خطرناک باشد.
شیوا فقیه، دكتر مهدی هدایتی، دكتر علیرضا ابدی، دكتر سیدمسعود کیمیاگر،
جلد ۱۱، شماره ۶ - ( ۱-۱۳۸۸ )
چکیده
چکیده
مقدمه: چاقی یک مشکل بهداشتی رو به افزایش است. بافت چربی، مولکولهای فعالی را با نام آدیپوسیتوکینها ترشح میکند که در ایجاد اختلالهای متابولیک مرتبط با چاقی از جمله بیماریهای قلبی ـ عروقی نقش دارند. مطالعه حاضر با هدف مقایسهی اثر مصرف شیر کمچرب، شیر سویای غنی شده با کلسیم و مکمل کلسیم بر سطح آدیپوسیتوکینهای سرم در زنان غیر یائسهی دارای اضافه وزن و چاق انجام شد. مواد و روشها: در این کارآزمایی بالینی، ۱۰۰ زن دارای اضافه وزن یا چاق غیر یائسهی سالم به صورت تصادفی به یکی از گروههای زیر اختصاص یافته، به مدت ۸ هفته بررسی شدند: ۱)گروه شاهد: دریافتکنندهی ۶۰۰-۵۰۰ میلیگرم کلسیم در روز ۲) گروه مصرف کنندهی مکمل کلسیم که کلسیم را مانند گروه شاهد دریافت کردند به علاوه ۸۰۰ میلیگرم کلسیم در روز به شکل کربنات کلسیم ۳) گروه مصرفکنندهی شیر، ۳ سروینگ در روز شیر کم چرب ۴)گروه مصرفکنندهی شیر سویا، مصرفکنندهی ۳ سروینگ در روز شیر سویا (انرژی همهی گروهها ۵۰۰ کیلو مصرفکنندهی کالری کمتر از نیاز روزانه فرد بود). در ابتدای مطالعه و پایان هفتهی هشتم، شاخصهای تنسنجی و آدیپوسیتوکینهای سرم اندازهگیری شدند. یافتهها: در ابتدای مطالعهی لپتین و پروتئین Reactive (CRP) با تمام شاخصهای تنسنجی به جز نسبت دور کمر به دور باسن (WHR) ارتباط مستقیم و آدیپونکتین با WHR ارتباط معکوس داشت. پس از انجام مداخله، سطح لپتین، CRP و اینترلوکین-۶ (IL-۶) در همهی گروهها (به جز CRP در گروه شاهد) کاهش یافت (۰۱/۰ < P)، اما اختلاف آماری معنیدار بین تغییرات چهار گروه مشاهده نشد. نتیجهگیری: رژیمهای کمکالری میتوانند سطح آدیپوسیتوکینهای پلاسما را کاهش دهند، اما کلسیم موجب هیچگونه تغییرات اضافی نمیشود.
صلاح الدین احمدی، سیروس شهسواری، هوشیار احمدی، طاهره طباطبایی فر،
جلد ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: اضافه وزن و چاقی در نوجوانی احتمال بروز بیماریهای قلبی- عروقی و غددی مانند فشار خون بالا و دیابت شیرین را افزایش میدهد. احتمال چاق باقی ماندن افرادی که در سنین کودکی چاق هستند با افزایش سن بیشتر میشود. جلوگیری و درمان چاقی در کودکان ممکن است مانع از چاقی در بزرگسالی شده، شانس خطر ابتلا به بیماریهای مرتبط با آن را کاهش دهد. هدف از این مطالعه تعیین شیوع لاغری، اضافه وزن و چاقی در دانشآموزان دبیرستانی شهر سنندج بود. روش کار: در این مطالعهی توصیفی-تحلیلی، ۶۹۴ دانشآموز دبیرستانی مشغول به تحصیل در شهر سنندج انتخاب شدند. دادههای لازم از طریق پرسشنامه جمعآوری شد. قد و وزن به روش استاندارد اندازهگیری و نمایهی تودهی بدن (BMI) از تقسیم وزن برحسب کیلوگرم بر مجذور قد بر حسب متر مربع محاسبه شد. معیار گروهبندی افراد حدود مرزی نمایهی تودهی بدن برای جنس و سن پیشنهادی توسط سازمان بهداشت جهانی بود. افراد با BMI صدک ۸۵-۹۵ استاندارد به عنوان افراد دارای اضافه وزن، بیشتر از صدک ۹۵ برای سن و جنس چاق و زیر ۵ درصد لاغر (دچار کمبود وزن) در نظر گرفته شدند. دادههای گردآوری شده وارد نرم افزار SPSS شد و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی (آزمونهای آماری مجذور خی و تی) مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: متوسط BMI در دو جنس ۷/۲۰ (۸/۲۰ در پسرها و ۶/۲۰ در دخترها) بود. شیوع کلی اضافه وزن، چاقی و لاغری به ترتیب ۲/۱۱، ۲/۳ و۶/۷ درصد بود. میزان اضافه وزن و چاقی به طور معنیداری در پسران (۲/۱۸%) بیشتر از دختران (۷/۱۰%) بود. بالاترین درصد اضافه وزن و چاقی (۲۰%) مربوط به گروه سنی ۱۴ سال بود. نتیجهگیری: میزان اضافه وزن و چاقی در دانشآموزان مشغول تحصیل در مقطع متوسطه در شهر سنندج ۴/۱۴% و در حد متوسط کشوری است. با افزایش سن کاهشی در شیوع اضافه وزن و چاقی در پسران و نه در دختران دیده شد. شیوع چاقی در دختران (۱/۱%) کمتر از متوسط کشوری بود. با توجه به یافتههای این مطالعه ۲۲% از دانشآموزان دبیرستانی سنندج دارای وزن نامناسب هستند که نیازمند توجه و برنامهریزیهای مناسب تغذیهای و آموزشی برای مداخله در جهت بهبود است.
علی اکبر عبداللهی، ناصر بهنام پور، غلامرضا وقاری، حمید رضا بذر افشان،
جلد ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
مقدمه: چاقی یکی از عواقب نامطلوب تغییر در رفتار و شیوهی زندگی شهرنشینی است. این مطالعه برای تعیین شیوع چاقی و برخی عوامل مرتبط با آن در جامعه شهری استان گلستان سال ۱۳۸۴ انجام شد. مواد و روشها: در یک مطالعهی مقطعی در سال ۱۳۸۴، ۵۰۰۰ نفر در شهرهای استان گلستان بررسی شدند. این افراد به صورت نمونهگیری خوشهای تصادفی، به نسبت مساوی از دو جنس انتخاب شدند، معیارهای تنسنجی (قد، وزن) به روش استاندارد اندازهگیری شد و نیز از طریق پرسشنامه و انجام مصاحبه اطلاعات در مورد سن، جنس، سطح سواد، شغل، قومیت، مصرف دخانیات، دفعهها و ساعتهای ورزش در هفته و گروههای خونی جمعآوری شد. چاقی و اضافهوزن به روش استاندارد پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت (WHO) بر اساس توزیع نمایهی تودهی بدن (BMI) تعیین شد، سپس، اطلاعات با استفاده از نرمافزارSPSS نسخهی ۵/۱۱ و مدل رگرسیون لجستک چند متغیره و نسبت شانس خطر چاقی بر حسب سطح متغیرهای مستقل مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: در این پژوهش میزان کلی چاقی و اضافه وزن به ترتیب ۵/۲۵ و۶/۳۸% (در زنان به ترتیب ۷/۳۰ و ۳۵% و در مردان به ترتیب ۳/۲۰ و۳/۴۲%) بود. میانگین و انحراف معیار نمایهی تودهی بدن BMI در کل جامعه ۰۵/۵± ۰۵/۲۷ کیلوگرم بر مترمربع و به تفکیک جنس در زنان ۵۴/۵± ۶۳/۲۷ و مردان۴۴/۴±۴۸/۲۶ کیلوگرم بر مترمربع مشاهده شد. شیوع چاقی با افزایش سن در هر دو جنس افزایش معنیداری را نشان داد. یافتههای مدل رگرسیونی نشان داد که نسبت شانس چاقی در زنان تقریباً ۷/۱ برابر مردان است و با سطح سواد و مصرف نکردن سیگار رابطهی معکوس دارد که از نظر آماری معنیدار است. ارتباط شانس چاقی با شغل، قومیت و و تعداد ساعتهای ورزش از نظر آماری معنیدار نبود، هرچند که با افزایش ساعتهای ورزش شانس چاقی کاهش مییافت. نتیجهگیری: این مطالعه برافزایش خطر شیوع چاقی در جمعیت شهری استان گلستان دلالت داشت و تقریباً ۱۰% زنان نسبت به مردان چاقتر بودند. همچنین، فعالیت فیزیکی کم، سطح سواد پایین، جنس زن، افزایش سن و مصرف سیگار باعث افزایش چاقی در جمعیت شهری استان گلستان شد.
الهام حقیقت جو، دكتر محمد رضا وفا، دكتر فرزاد شیدفر، دكتر محمود رضا گوهری، دكتر امیر ضیایی،
جلد ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
مقدمه: مطالعهی حاضر با هدف بررسی تأثیر مصرف سیب زرد لبنانی بر پروفایل لیپیدی مردان هیپرلیپیدمی و اضافه وزن انجام شد. مواد و روشها: این مطالعهی تجربی شاهددار در ۴۶ مرد دارای چربی خون بالا (کلسترول تام ۲۴۰-۲۰۰ و تریگلیسرید ۳۵۰-۱۵۰ میلیگرم بر دسیلیتر) ۵۰-۳۰ ساله که به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند، انجام شد. گروه مداخله (۲۳ نفر) روزانه ۳۰۰ گرم سیب زرد لبنانی به مدت ۸ هفته دریافت کردند. گروه شاهد (۲۳ نفر) رژیم غذایی معمول خود را داشتند. نمونههای خون دو گروه در شروع و بعد از ۸ هفته بررسی جمعآوری و مقادیر تریگلیسرید، کلسترول تام، LDL-C، HDL-C، VLDL، نسبت LDL/HDL، Lp(a) و Apo(B) سرم اندازهگیری شد. در شروع مطالعه، سطح تحصیلات و بُعد خانوار بین دو گروه مقایسه شد. فعالیت فیزیکی و دریافت مواد غذایی نیز در شروع و پایان مطالعه مقایسه شدند. مقدار پلیفنل و فیبر تام سیب مصرفی نیز اندازهگیری شد. یافتهها: مقدار پلیفنل و فیبر به ترتیب ۴۸۵ میلیگرم به ازای کیلوگرم وزن سیب تازه و ۰۳/۴ گرم به ازای ۱۰۰ گرم سیب تازه محاسبه شد. در پایان هفتهی هشتم، در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد افزایش معنیداری در میانگین تغییرات غلظت TG و VLDL مشاهده شد، اما در میانگین تغییرات غلظت TC، LDL-C، HDL-C، نسبت LDL/HDL، Lp(a) و Apo(B) تفاوت معنیداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: دریافت سیب زرد لبنانی ممکن است غلظت تریگلیسیرید و VLDL سرم مردان مبتلا به هیپرلیپیدمی را افزایش دهد. برای بررسی تأثیر این نوع سیب بر غلظت TC، LDL-C، HDL-C، نسبت LDL/HDL، Lp(a) و Apo(B) به مطالعههای بیشتری نیاز است.
زینت مرتضوی، دكتر مسعود رودباری،
جلد ۱۲، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: صبحانه به عنوان بخشی از رژیم غذایی سالم و مفید میتواند به طور مثبت روی سلامت کودکان تأثیر بگذارد. از جمله عادتهای غلط غذایی حذف صبحانه است که به دلایل مختلف در تمامی گروههای سنی و جنسی میتوان آن را مشاهده کرد. مطالعهی حاضر به بررسی ارتباط مصرف صبحانه و نمایهی تودهی بدن در دانشآموزان پسر شهر زاهدان در سال ۸۵-۱۳۸۴ پرداخته است. مواد و روشها: در مطالعهای مقطعی ۱۲۷۸ دانشآموز پسر ۱۹-۷ سال به روش نمونهگیری چند مرحلهای مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات دموگرافیک و مصرف صبحانهی دانشآموزان از طریق مصاحبه جمعآوری، و برای تعیین نمایهی تودهی بدن، وزن و قد آنان اندازهگیری شد. اطلاعات در نرمافزار SPSS,۱۳.۰ با استفاده از آزمون مجذور خی تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: ۲/۵% دانشآموزان مورد بررسی بدون صرف صبحانه به مدرسه میرفتند. میانگین نمایهی تودهی بدن (BMI) دانشآموزان ۲۹/۳ ± ۲۴/۱۷ کیلوگرم بر مترمربع به دست آمد. از بین دانشآموزانی که صبحانه مصرف نمیکردند ۶% آنها دارای اضافه وزن بودند و ۵/۷% در معرض اضافه وزن قرار داشتند. ۳% دانشآموزانی که همیشه و گاهی اوقات صبحانه میخوردند دارای اضافه وزن بودند و ۵/۵% در معرض اضافه وزن قرار داشتند. با انجام آزمون مجذور خی، بین مقطع تحصیلی و صرف صبحانه در دانشآموزان ارتباط معنیدار آماری مشاهده شد (۰۰۰/۰=p). بین نمایهی تودهی بدن دانشآموزان و مقطع تحصیلی (۰۰۰/۰=p)، و مصرف صبحانه و نمایهی تودهی بدن (۰۴/۰=p) ارتباط معنیدار آماری مشاهده شد. نتیجهگیری: یافتههای مطالعهی حاضر حاکی از وجود اضافه وزن و چاقی در کودکان و نوجوانانی است که به دلایل مختلف صبحانه مصرف نمیکنند. دانشآموزان و والدین باید نسبت به اصلاح رفتارهای تغذیهای نامطلوب تشویق شوند، و عادات صحیح تغذیهای را فراگیرند.
زیبا رحیمیان مشهد، دكتر سید رضا عطارزاده حسینی، دكتر جواد آرین نژاد،
جلد ۱۲، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: مطالعههای انجام شده در بیشتر جوامع تأیید کردهاند که فشار خون بالا حوادث مختلف قلبی- عروقی را در یک فرد حدود ۲ تا ۳ برابر افزایش میدهد. هدف از این پژوهش مقایسهی تأثیر برنامهی تمرین هوازی به همراه رژیم غذایی و رژیم غذایی به تنهایی بر عوامل خطرساز بیماریهای قلبی- عروقی و فشار خون زنان دارای اضافه وزن و چاق مبتلا به فشار خون بالا و درجهی خفیف بود. مواد و روشها: ۲۱ زن داوطلب بیمار به صورت نمونه گیری در دسترس، گزینش و پس از تکمیل پرسشنامه به طور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی و رژیم غذایی (۱۱ نفر) و رژیم غذایی (۱۰ نفر) تقسیم شدند. گروه اول علاوه بر داشتن رژیم غذایی کمکالری در برنامهی تمرین هوازی شرکت کردند و گروه دوم فقط از رژیم غذایی کمکالری مشابه گروه اول استفاده کردند. شاخصهای تنسنجی، اکسیژن مصرفی بیشینه، عوامل خطرساز بیماریهای قلبی- عروقی و فشارخون در جلسههای اول، هشتم و شانزدهم تمرین جمع آوری و با استفاده از آزمون آنووا (اندازههای تکرار شونده)، یافتهها در سطح معنیداری ۰۵/۰>P بررسی شدند. یافتهها: هر دو گروه کاهش معنیداری در وزن، نمایهی تودهی بدن (BMI)، میانگین فشار خون سرخرگی (MBP)، درصد چربی بدن ((PBF، فشار خون سیستولی (BPs) و افزایش معنیداری در اکسیژن مصرفی بیشینه نشان دادند. تغییرات کاهشی دور کمر WC، BPd و تغییرات افزایشی در CT و هورمون رنین فقط در گروه تمرین هوازی همراه با رژیم غذایی معنیدار بودند. نتیجهگیری: استفاده از برنامهی ترکیبی تمرین هوازی و رژیم غذایی در مقایسه با رژیم غذایی به تنهایی تأثیر مطلوب تری بر کاهش فشارخون داشت و موجب بهبود وضعیت قلبی- عروقی زنان مبتلا به اضافه وزن یا چاقی و فشارخون بالای خفیف شد.
عاتکه موسوی نسل خامنه، فیروزه حسینی اصفهانی، مریم صفرخانی، دکتر پروین میرمیران، دکتر فریدون عزیزی،
جلد ۱۲، شماره ۵ - ( ۱۱-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی روند شیوع اضافه وزن و پرفشاری خون در نوجوانان تهرانی در سه مطالعهی مقطعی طی سالهای ۸۷-۱۳۷۸ است. مواد و روشها: این پژوهش روی نوجوانان ۱۹-۱۰ سال شرکت کننده در سه بررسی اول ۸۰-۱۳۷۸ (۳۰۱۰=تعداد)، دوم ۸۴-۱۳۸۱ (۱۱۰۷=تعداد) و سوم ۸۷-۱۳۸۴ (۱۰۹۰=تعداد) از مطالعه قند و لیپید تهران انجام شد. نمایهی تودهی بدنی بر اساس صدکهای ایرانی و فشار خون براساس معیارهای آکادمی کودکان آمریکا و جدولهای رشدCDC سال ۲۰۰۰ تعریف شد. یافتهها: میانگین±انحراف معیار BMI نوجوانان از۳/۴±۱/۲۰ در بررسی اول به ۷/۴±۶/۲۱ کیلوگرم بر مترمربع در بررسی سوم افزایش یافت (۰۰۱/۰P<). شیوع تعدیل شدهی سنی و جنسی افراد در معرض خطر اضافه وزن به ترتیب از ۸/۱۲% در بررسی اول به ۵/۱۸% در بررسی سوم افزایش یافت (۰۰۱/۰P<) و درصد افراد دارای اضافه وزن از ۴/۶% در بررسی اول به ۷/۱۲% در بررسی سوم رسید (۰۰۱/۰P<). طی این سه مقطع شیوع فشار خون بالا، روند کاهشی داشته و شیوع فشار دیاستولی بالا از ۹/۷% به ۳% و فشار سیستولی بالا از ۳% به ۳/۱% رسید (۰۰۱/۰P<). پس از تعدیل اثر سن و جنس، احتمال داشتن پرفشاری خون با افزایش BMI به ترتیب در بررسی اول (۱۷/۱-۱۱/۱:فاصلهی اطمینان، ۱۴/۱:نسبت شانس)، دوم (۳۰/۱-۱۵/۱:فاصلهی اطمینان،۲۳/۱:نسبت شانس) و سوم (۱۱/۱-۰۰/۱: فاصلهی اطمینان، ۰۵/۱:نسبت شانس) ارتباط داشت. نتیجهگیری: درصد اضافه وزن در مقایسه با در خطر اضافه وزن از سرعت بیشتری برای اضافه وزن برخوردار است. شیوع افراد با فشارخون بالا در طی سه بررسی کاهش یافته است. اثر افزایشی BMI بر احتمال ابتلا به پرفشاری خون در بررسی سوم از بررسیهای دیگر کمتر بود.
دکتر مهرزاد مقدسی، کاظم ناصر، دکتر محسن قنبرزاده، دکتر سعید شاکریان، دکتر عبدالحمید رضوی،
جلد ۱۲، شماره ۵ - ( ۱۱-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع اضافه وزن، چاقی و سطح آمادگی جسمانی در نوجوانان شیراز بود. مواد و روشها: این بررسی روی ۸۰۸ دانشآموز پسر ۱۶-۱۴ ساله که از راه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. قد و وزن آزمودنیها به روش استاندارد اندازهگیری و نمایهی تودهی بدن (BMI) محاسبه شد. آزمودنیها با BMI بالاتر از صدک ۹۵ استاندارد مرکز کنترل بیماریها (CDC) برای سن و جنس به عنوان چاق و با BMI صدک ۸۵ تا ۹۵ به عنوان اضافه وزن در نظر گرفته شدند. سطح آمادگی جسمانی آزمودنیها نیز توسط آزمونهای دراز و نشست، بارفیکس اصلاح شده، تخته کشش، دو ۵۴۰ متر، دو ۴۵ متر و دو ۹´۴ متر اندازهگیری شد. یافتهها: شیوع اضافه وزن در دانشآموزان ۱۴، ۱۵ و ۱۶ سال به ترتیب ۴/۱۳، ۲/۹ و ۸/۷% و شیوع چاقی در آنها به ترتیب ۸/۷، ۹/۵ و ۴/۴% بود. یافتهها نشان داد هر چه میزان درصد چربی و نمایهی تودهی بدن بیشتر باشد، سطح آمادگی جسمانی پایینتر است. نتیجهگیری: شیوع چاقی و اضافه وزن در نوجوانان شیراز در مقایسه با برخی نقاط کشور و دنیا بیشتر بوده و طی چند سال اخیر روند چاقی در نوجوانان این شهر افزایش پیدا کرده است. از آنجا که ارتباط منفی بین سطح آمادگی جسمانی با درصد تودهی چربی و نمایهی توده بدن مشاهده شد، بنابراین انجام فعالیتهای ورزشی برای نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق مورد تأکید قرار میگیرد.
مریم محمدی نصرآبادی، صدیقه امیرعلی اکبری، فاطمه محمدی نصرآبادی، ترانه استکی، دکتر حمید علوی مجد، دکتر پروین میرمیران،
جلد ۱۲، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت تغذیه در دوران بارداری و نقش آن در سلامت نسل آینده و نیز چاقی به عنوان عامل خطرساز بیماریهای غیرواگیر، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی افزایش وزن و الگوهای غذایی در مادران باردار انجام گرفت. مواد و روشها: پژوهش از نوع مقطعی و نمونهگیری به صورت سهمیهای مبتنی بر هدف (۲۶۵=تعداد) بود. دادهها به وسیلهی پرسشنامهای شامل دو بخش آمارنگاری و یادآمد غذایی ۲۴ساعته گردآوری شد. قد و وزن مادران اندازهگیری و برای محاسبهی نمایهی تودهی بدن (BMI)، وزن پیش از بارداری از پروندهها استخراج شد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با انجام آزمونهای مجذور خی، آزمون تی، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد. یافتهها: ۵۷% نمونههای مورد بررسی دارای وزن طبیعی، ۱۵% کم وزن، ۱۶% دارای اضافه وزن و ۱۲%چاق بودند. وزنگیری در گروههای دارای اضافه وزن و چاق بیش از مقدار توصیه شده بود (۰۱/۰P<). در مقایسه با مقدارهای توصیه شده برای زنان باردار در هرم راهنمای غذایی، گروههای نان و غلات و شیر و لبنیات کمتر و سبزیها و میوهها، گوشت و جانشینهای آن، چربیها و شیرینیها بیشتر از مقدارهای توصیه شده دریافت شد. مدل رگرسیون نشان داد با بالا رفتن تعداد فرزندان زنده و هفتهی بارداری، وزنگیری مادر افزایش و با افزایش سن و BMI پیش از بارداری، کاهش مییابد. نتیجهگیری: پایش مداوم وزن، ارایهی الگوی غذایی مناسب و آگاهی از میزان صحیح افزایش وزن از راهکارهای مهم در پیشگیری از عوارض بعدی چاقی پس از زایمان به ویژه در مادران مسنتر و دارای اضافه وزن است.
سمیرا ربیعی،
جلد ۱۳، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: بر اساس برخی پژوهشها، مصرف کافی شیر مادر، میتواند از ایجاد عفونت در سلولهای بتای پانکراس و بروز دیابت نوع یک جلوگیری کند. پژوهش کنونی، به شیوهی مورد ـ شاهدی با هدف بررسی رابطهی دیابت نوع یک با نحوهی تغذیه در دو سال اول زندگی و برخی عوامل جمعیتشناسی انجام گرفت. مواد و روشها: ۱۰۰ کودک مبتلا به دیابت نوع یک (مراجعه کننده به انجمن دیابت ایران) و ۲۰۰ کودک غیردیابتی (مقطع ابتدایی و راهنمایی مناطق ۳، ۴ و ۷ آموزش و پرورش شهر تهران) بر اساس روش نمونهگیری آسان در این بررسی شرکت کردند. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامهی دادههای تغذیهای و آمارنگاری که توسط مادران این کودکان تکمیل میشد، بهدست آمد و برای محاسبهی نسبت شانس تعدیل شده از رگرسیون لجستیک استفاده شد. یافتهها: درصد کودکانی که کمتر از ۴ ماه به طور انحصاری از شیر مادر استفاده میکردند، در گروه دیابتی به طور معنیداری بالاتر بود )۰۰۸/۰=P، ۶۰/۵=OR). درصد مادرانی که اضافه وزن آنها در بارداری کمتر از میانگین (۷۵/۱۰ کیلوگرم) بود، به طور معنیداری در گروه غیر دیابتی بیشتر بود (۰۴/۰=P، ۵۲/۰=OR). از نظر مصرف شیر گاو پیش از یک سالگی، تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد. نتیجهگیری: بر اساس پژوهش کنونی، تغذیهی انحصاری با شیرمادر به مدت کمینهی ۴ ماه و اضافه وزن کمتر مادر در طول بارداری، از بروز دیابت نوع یک درکودکان پیشگیری میکند، در حالیکه معرفی زود هنگام تغذیهی تکمیلی، مصرف شیر گاو و بالا بودن وزن تولد، در گسترش دیابت نوع یک، نقشی ندارد.
سهیلا میرزائیان، دکتر احمد اسماعیل زاده، دکتر بهرام رشیدخانی،
جلد ۱۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: یکی از سالمترین گروههای غذایی مغزها میباشند، اما همیشه به سبب محتوای چربی و انرژی بسیار زیاد، مصرف آنها به منظور کنترل وزن حذف یا محدود شده است، پژوهش حاضر به بررسی ارتباط مصرف مغزها و چاقی شکمی، چاقی و اضافه وزن پرداخت. مواد و روشها: در پژوهش مقطعی حاضر ۵۵۰ نفر دختر نوجوان ۱۸-۱۵ ساله از دبیرستانهای دخترانه شهر نجفآباد به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. دادههای تنسنجی به روش استاندارد اندازهگیری گردید. دریافت مغز و دیگر دادههای تغذیهای توسط پرسشنامهی FFQ نیمه کمی مورد ارزیابی قرار گرفت. فعالیت بدنی توسط پرسشنامهی IPAQ و دادههای زمینهای توسط پرسشنامهی کتبی اندازهگیری شدند. به منظور ارزیابی چاقی شکمی از صدک ۷۵ دور کمر نوجوانان ایرانی استفاده شد. چاقی و اضافه وزن با استفاده از حدود مرزی (IOTF) تعریف شدند. یافتهها: شیوع چاقی شکمی، چاقی و اضافه وزن به ترتیب ۹/۴۸% و ۷/۲۵% بود. میانگین مصرف مغزها در این جامعه ۳۶/۲۲ گرم در روز، و میانه مصرف ۳۵/۱۰ گرم در روز بود. پس از تعدیل عوامل مخدوشکننده، افرادی که در بالاترین چارک مصرف مغز قرار داشتند، شانس کمتری به منظور بروز چاقی و اضافه وزن (نسبت شانس ۲۵/۰ و فاصله اطمینان ۹۵%: ۵۴/۰ تا ۱۱/۰) و چاقی شکمی (نسبت شانس ۴۳/۰ و فاصله اطمینان ۹۵%: ۸۴/۰ تا ۲۲/۰) در مقایسه با افراد پایینترین چارک داشتند. نتیجهگیری: مصرف بیشتر مغزها با کاهش خطر چاقی شکمی، چاقی و اضافه وزن همراه است. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد مغزها یکی از اجزا مهم رژیم غذایی از دید کنترل وزن و چاقی شکمی میباشد.