۲ نتیجه برای شکروی
دکتر مجید کاراندیش، سوده شکروی، دکتر محمد طه جلالی، محمد حسین حقیقیزاده،
جلد ۸، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۸۵ )
چکیده
مقدمه: شواهدی مبنی بر نقش کلسیم در بهبود پروفایل لیپید وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر مصرف روزانهی مکمل ۱۰۰۰ میلیگرمی کلسیم به مدت ۳۰ روز بر پروفایل لیپید زنان مبتلا به اضافه وزن یا چاقی است. مواد و روشها: این پژوهش به روش کارازمایی بالینی تصادفی دوسوکور انجام شد. ۴۴ زن بالغ مبتلا به اضافه وزن یا چاقی (نمایهی تودهی بدن ۲۵ کیلوگرم بر متر مربع و بیشتر، سن ۶±۲۵ سال) به دو گروه مکمل کلسیم (دریافت کنندهی روزانه ۱۰۰۰ میلیگرم کلسیم عنصری) یا دارونما تقسیم شدند. مدت مطالعه ۳۰ روز بود. لیپیدها، لیپوپروتئینها و آپولیپوپروتئینها شامل تریگلیسرید، کلسترول تام، کلسترول HDL، آپولیپوپروتئینA-I و B پیش و پس از مداخله اندازهگیری شدند. کلسترول LDL با استفاده از فرمول فریدوالد و کلسترول VLDL معادل یک پنجم تری گلیسرید محاسبه شد. مقادیر کلسیم و انرژی رژیم غذایی با استفاده از پرسشنامهی ۳ روز یادآمد ۲۴ ساعتهی خوراک به دست آمد. تمام آنالیزها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش ۹ انجام و ۰۵/۰p< معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: تفاوت معنیداری در متغیرهای زمینه ای، فراسنجهای سرمی و دریافت انرژی و کلسیم در ابتدای مطالعه بین دو گروه وجود نداشت. کلسترول تام، کلسترول LDL، تریگلیسرید و کلسترول VLDL سرم در هر دو گروه افزایش یافت، اما تنها افزایش کلسترول تام در گروه دارونما (۰۱/۰=p) و تریگلیسرید و کلسترول VLDL در گروه مکمل کلسیم (۰۳/۰=p) معنیدار بود. افزایش کلسترول LDL در هر دو گروه مکمل کلسیم و دارونما معنیدار بود (۰۵/۰p<). کلسترول HDL در هر دو گروه مکمل کلسیم و دارونما کاهش معنیداری یافت (۰۱/۰p<). تغییر معنیداری در آپولیپوپروتئینهای دو گروه مشاهده نشد. تفاوت معنیداری در فراسنجهای سرمی بین گروهها در انتهای مطالعه مشاهده نشد. نتیجهگیری: در این مطالعه با مکمل یاری کوتاه مدت کلسیم تأثیرمطلوب قابل توجهی بر پروفایل لیپید زنان مبتلا به اضافه وزن یا چاقی مشاهده نشد. از آنجایی که تعداد مطالعهها در این زمینه محدود است، برای نتیجهگیری قطعی کارآزماییهای بالینی بیشتری مورد نیاز است.
سوده شکروی، دکتر مینو محمد شیرازی، دکتر علیرضا ابدی، دکتر مهدی سیدین اردبیلی، رزیتا کمیلی فنود، دکتر مسعود کیمیاگر،
جلد ۱۳، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیده
مقدمه: بیش از ۵۰ سال است که زیست دسترسی پایین املاح در نان ایرانی به دلیل وجود اسید فیتیک بالا مشخص شده است. هنوز هم بیش از یک سوم انرژی غذایی در کل کشور از نان تامین میشود. بنابراین بهبود زیست دسترسی املاح نان میتواند نقش بسزایی در کاهش شیوع فقر بسیاری از املاح داشته باشد. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر مکمل یاری با آنزیم فیتاز بر وضعیت روی در خون، کبد، استخوان و آهن در خون و کبد، و در نهایت کلسیم استخوان در موشهای صحرایی نر ویستار تغذیه شده با رژیم دارای نان پرفیتات سنگک بود. مواد و روشها: ۳۰ موش صحرایی تازه از شیر گرفته شده در پژوهشی ۶ هفتهای به دو گروه فیتاز (آسپرژیلوس نایگر) و کنترل تقسیم شدند. طراحی غذای مورد استفاده بر پایهی الگوی رژیم غذایی ایرانیها و ۲/۳۴% انرژی از نان سنگک تامین شد. یافتهها: غذای خورده شده، افزایش وزن، وزن کبد و استخوان فمور بین دو گروه تفاوت معنیداری را در انتهای پژوهش نشان نداد. روی خون در گروه فیتاز بالاتر بود (۰۳/۰P=). به این ترتیب اثرات مفید مکمل یاری فیتاز بر عنصر روی خون مستقل از وضعیت رشد میباشد. متغیرهای دیگر تفاوت معنیداری را بین دو گروه نشان ندادند. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد اضافه کردن آنزیم فیتاز به رژیم دارای نان پرفیتات ایرانی میتواند وضعیت عنصر روی خون را در موشهای صحرایی بهبود بخشد.