۷ نتیجه برای شاکری
شکوفه بنکداران، محمدجواد مجاهدی، فرزانه شریفی پور، حسین آیت اللهی، محمد شاکری،
جلد ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: اختلال تحمل گلوکز و مقاومت به انسولین از عواقب شناخته شده در نارسایی مزمن کلیوی است. اگرچه انجام همودیالیزهای مداوم باعث بهبود آشکاری در اختلال متابولیسم گلوکز ناشی از اورمی میشود ولی این اختلال کاملاً به حالت طبیعی برنمیگردد. به نظر میرسد کاهش ویتامین D و هیپرپاراتیروئیدی ثانویه در اختلال تحمل گلوکز و مقاومت به انسولین بیماران دخیل باشد. از طرفی مطالعههای جدید بر نقش ویتامین D فعال در عملکرد درونریز پانکراس تأکید دارند. این مطالعه با هدف بررسی اثر درمانی کلسیتریول خوراکی (ویتامین D فعال) در میزان تحمل گلوکز و مقاومت به انسولین و همچنین میزان عملکرد سلول بتای پانکراس طراحی شد. مواد و روشها: مطالعه در ۶۵ بیمار همودیالیزی انجام شد. از این بیماران بر اساس معیارهای ورود و خروج، ۲۷ بیمار انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. ۱۳ بیمار با کلسیتریول خوراکی (۵/۰ میکروگرم در روز) به مدت ۸ هفته درمان شدند و ۱۴ بیمار اورمیک همودیالیزی طی این ۸ هفته به عنوان گروه شاهد پلاسبو دریافت کردند. در تمام افراد گلوکز پلاسمای ناشتا، انسولین ناشتا، لیپیدها، کلسیم، فسفر، HbA۱c و PTH قبل و بعد از ۸ هفته اندازهگیری شد. مقاومت به انسولین با روش HOMA-IR و عملکرد سلول بتا با HOMA SEC در تمام بیماران محاسبه و یافتههای قبل و بعد از درمان با هم مقایسه شدند. یافتهها: در گروه درمان شده با کلسیتریول، کاهش در میزان HbA۱C (۰/۰=p)، HOMA–IR(۰۳۵/۰=p)، کلسترول تام (۰۳۷/۰=p) و تریگلیسیرید (۰۳۶/۰=p) و افزایش در میزان کلسیم (۰۱۴/۰=p) از نظر آماری معنیدار بود ولی تغییر در سایر متغیرها از نظر آماری معنیدار نبود. در گروه کنترل افزایش واضحی در سطح قند خون ناشتا (۰۰۲/۰=p) HbA۱C، (۰۰۴/۰=p) و HOMA IR (۰۳۶/۰=p) و کاهش قابل ملاحظهای در عملکرد سلول بتا (۰۳۲/۰=p) پس از گذشت هشت هفته ملاحظه شد. تغییر در سایر متغیرها از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجهگیری: به نظر میرسد ویتامین D فعال باعث بهبود متابولیسم کربوهیدراتها بیشتر از طریق اثر بر بهبود مقاومت به انسولین در بیماران همودیالیزی میشود.
دکتر مهرزاد مقدسی، کاظم ناصر، دکتر محسن قنبرزاده، دکتر سعید شاکریان، دکتر عبدالحمید رضوی،
جلد ۱۲، شماره ۵ - ( ۱۱-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع اضافه وزن، چاقی و سطح آمادگی جسمانی در نوجوانان شیراز بود. مواد و روشها: این بررسی روی ۸۰۸ دانشآموز پسر ۱۶-۱۴ ساله که از راه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. قد و وزن آزمودنیها به روش استاندارد اندازهگیری و نمایهی تودهی بدن (BMI) محاسبه شد. آزمودنیها با BMI بالاتر از صدک ۹۵ استاندارد مرکز کنترل بیماریها (CDC) برای سن و جنس به عنوان چاق و با BMI صدک ۸۵ تا ۹۵ به عنوان اضافه وزن در نظر گرفته شدند. سطح آمادگی جسمانی آزمودنیها نیز توسط آزمونهای دراز و نشست، بارفیکس اصلاح شده، تخته کشش، دو ۵۴۰ متر، دو ۴۵ متر و دو ۹´۴ متر اندازهگیری شد. یافتهها: شیوع اضافه وزن در دانشآموزان ۱۴، ۱۵ و ۱۶ سال به ترتیب ۴/۱۳، ۲/۹ و ۸/۷% و شیوع چاقی در آنها به ترتیب ۸/۷، ۹/۵ و ۴/۴% بود. یافتهها نشان داد هر چه میزان درصد چربی و نمایهی تودهی بدن بیشتر باشد، سطح آمادگی جسمانی پایینتر است. نتیجهگیری: شیوع چاقی و اضافه وزن در نوجوانان شیراز در مقایسه با برخی نقاط کشور و دنیا بیشتر بوده و طی چند سال اخیر روند چاقی در نوجوانان این شهر افزایش پیدا کرده است. از آنجا که ارتباط منفی بین سطح آمادگی جسمانی با درصد تودهی چربی و نمایهی توده بدن مشاهده شد، بنابراین انجام فعالیتهای ورزشی برای نوجوانان دارای اضافه وزن و چاق مورد تأکید قرار میگیرد.
زهرا بهادران، دکتر پروین میرمیران، دکتر جواد مهتدی نیا، دکتر مهدی هدایتی، دکتر نزهت شاکری، دکتر فرهاد حسین پناه، دکتر فریدون عزیزی،
جلد ۱۳، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: پژوهش کنونی با هدف بررسی اثر پودر جوانهی بروکلی بر گلوکز ناشتا و غلظت چربیهای خون در مبتلایان به دیابت نوع ۲ طراحی و اجرا شد. مواد و روشها: ۶۳ بیمار مبتلا به دیابت نوع ۲ بهطور تصادفی در سه گروه قرار گرفتند: ۱) ۱۰ گرم در روز پودر جوانهی بروکلی (۲۱نفر)، ۲) ۵ گرم در روز پودر جوانهی بروکلی (۲۲ نفر)، ۳) شاهد ۵ گرم در روز دارونما (۲۰ نفر). قند خون ناشتا، کلسترول تام، تریگلیسرید، کلسترولLDL-، کلسترولHDL-، قبل و در پایان هفتهی چهارم مداخله اندازهگیری شد. یافتهها: در پایان هفتهی چهارم پودر جوانهی بروکلی موجب ۵/۱۳% کاهش معنیدار تریگلیسرید سرم در گروه ۱، در مقایسه با گروه شاهد گردید (۰۱/۰>P). میانگین غلظت کلسترولHDL- در پایان هفتهی چهارم در گروه ۱ بهطور معنیدار بالاتر از گروه ۲ و گروه شاهد بود (۰۱/۰>P). نمایهی آتروژنیک پلاسما در گروه ۱ در پایان مدت مداخله ۲۶% کاهش داشت (۰۵/۰>P). ۶/۱۹% و ۱۲% کاهش معنیدار قند خون ناشتا و ۵/۱۶% و ۲/۱۲% کاهش معنیدار کلسترول تام در پایان هفتهی چهارم در گروه ۱ و ۲ در مقایسه با ابتدای مطالعه مشاهده شد. نسبتهای کلسترول تام به کلسترولHDL- و کلسترولLDL- به کلسترولHDL- در گروه ۱ در پایان هفتهی چهارم ۳/۱۲% و ۶/۱۰% کاهش معنیدار داشت (۰۵/۰>P). نتیجهگیری: یافتهها نشان داد پودر جوانهی بروکلی میتواند در بهبود غلظت چربیهای خون در بیماران دیابتی تاثیر مثبت داشته باشد.
زهرا عباسی رنجبر، دکتر امیر بهرامی، مسلم شاکری، اکبر علی عسگرزاده، مجید مبصری، فرزاد نجفی پور، علیرضا علاء، منوچهر نورآذریان، سیما سیاح ملی، رسول استخری، سحر پرخیده،
جلد ۱۳، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیده
مقدمه: ازآنجاکه اختلال عملکرد نورواندوکرین به دنبال ضایعات ضربهای مغز، علایم بالینی چندانی ایجاد نمیکند، به طور کلی تشخیص داده نشده و به سایر مشکلات جسمی و روحی به دنبال ضربهی مغزی نسبت داده میشود. بر این اساس، بیشتر بیماران مورد درمان قرار نمیگیرند. این مورد ممکن است بر روند بهبودی آنها تاثیرگذار باشد. پژوهش حاضر، به منظور ارزیابی وضعیت ترشحی هورمونهای هیپوفیز قدامی در بیماران دچار ضایعات ضربهای مغز صورت گرفت. مواد و روشها: تمام بیماران دچار ضربهی مغزی که در بخش تروما بستری شدند و GCS آنها کمتر یا مساوی ۱۲ بود، وارد پژوهش شدند. ۱۵۴ بیمار انتخاب شدند، ولی در نهایت ۷۰ نفر از آنها تا پایان پژوهش در طرح مشارکت نمودند. ۶ ماه بعد از ضربه به مغز، بررسی تمام آزمودنیهای عملکرد هیپوفیز قدامی با اندازهگیری غلظت پرولاکتین، تستسترون،FSH, LH Cortisol, FT۴, TSH,و IGF-۱ در سرم انجام، و در صورت نیاز آزمون تحریکی کوزینتروپین و گلوکاگون به ترتیب برای اثبات کمبود کورتیزول و هورمون رشد صورت گرفت. یافتهها: در بررسی حاضر، ۴۱ بیمار (۶/۵۸%) دچار اختلال ترشحی در کمینه یک هورمون هیپوفیز قدامی بودند. در ۴ بیمار (۷/۵%) درگیری در ۲ ردهی هورمونی وجود داشت. اشکال کمبودهای هورمونی، به صورت کمبود گنادوتروپینها و کورتیکوتروپین هر یک در ۹ بیمار (۹/۱۲%) و سوماتوتروپین در ۳ بیمار (۳/۴%) مشاهده گردید. هیپر پرولاکتینمی در ۲۳ مورد (۵/۳۱%) دیده شد. در این پژوهش هیچ موردی از کمبود تیروتروپین مشاهده نگردید. نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که اختلالات هورمونی پس از ضایعات ضربهای مغز شایع میباشد و بایستی مورد توجه کافی از طرف پزشکان قرار گیرد. کمبود بعضی از این هورمونها مانند کورتیکوتروپین میتواند تهدید کنندهی سلامت بیمار باشد.
دکتر نزهت شاکری، دکتر فاطمه اسکندری، دکتر فرهاد حاج شیخ الاسلامی، دکتر آرش قنبریان، دکتر فریدون عزیزی،
جلد ۱۳، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیده
مقدمه: در جمعیت رو به افزایش سالمندان در ایران، پژوهشهای آیندهنگر پیرامون مسایل بهداشتی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر، به منظور بررسی نقش عوامل تعیینکنندهی کاهش طول عمر سالمندان تهرانی انجام شد. مواد و روشها: افراد بالای ۶۰ سال شرکتکننده در مرحلهی مقدماتی مطالعهی قند و لیپید تهران به مدت ۱۰ سال پیگیری و وضعیت حیاتی آنها ثبت شد. میزان مرگ و میر سنی، جنسی و میزانهای خطر مرگ با استفاده از مدل رگرسیون کاکس ارایه گردید. یافتهها: ۱۷% فوت در مردان (۹۲۹/۱۵۴) و ۱۰% فوت در زنان (۸۶۹/۸۵) ثبت شد. مدل رگرسیون کاکس نشان داد که به طور متوسط دیابت ۵/۲ و ۴/۴ سال، و مصرف سیگار ۶/۶ و ۵ سال از طول عمر زنان و مردان میکاهد. زنان سالمند با نمایهی تودهی بدن بالاتر از ۳۳ کیلوگرم بر مترمربع، ۵/۴ سال، و با اختلالات چربی خون ۴ سال از طول عمرشان کاسته میشود. در گروه مردان، بومی تهران بودن ۳ سال، افزایش فشار خون ۳/۳ سال و سابقهی سکتهی قلبی، سکتهی مغزی یا مرگ ناگهانی در بین پدر، برادر یا فرزند پسر، ۱/۴ سال طول عمر را کمتر مینماید. نتیجهگیری: زنان با نمایهی تودهی بدن بالاتر از ۳۳ کیلوگرم بر مترمربع و اختلالات چربی خون و زنان سیگاری، بیشتر از دیگر زنان سالمند نیازمند مراقبت هستند، این نیاز در مردان سالمند دیابتی، سیگاری و آنها که در خانواده سابقهی سکتهی قلبی، مغزی یا مرگ ناگهانی در بین پدر، برادر یا فرزند پسر را دارند از دیگر همسالان بیشتر است.
فرزانه ابوالفتحی، دکتر روح اله رنجبر، دکتر سعید شاکریان، دکتر لیلا یزدان پناه،
جلد ۱۷، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: با توجه به ارتباط مثبت بین التهاب و مقاومت به انسولین، نشان داده شده است که تمرینات ورزشی با کاهش عوامل التهابی، سبب بهبود مقاومت به انسولین میشوند، لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرین اینتروال هوازی بر روی سطوح آدیپونکتین سرم، نیمرخ لیپیدی و hs-CRPدر زنان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. مواد و روشها: در این مطالعه نیمه تجربی، ۱۸ زن مبتلا به دیابت نوع دو در شهر اهواز به طور تصادفی به دو گروه مداخله (۱۰=تعداد) و شاهد (۸=تعداد) تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته به تمرین اینتروال هوازی، رکاب زدن روی دوچرخه کارسنج با شدت ۶۵ تا ۸۰ درصد حداکثر توان پا، پرداختند. نمونههای خون جهت اندازهگیری سطوح سرمی آدیپونکتین و hs-CRP به روش الایزا و نیمرخ لیپیدی به روش بیوشیمی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تهیه شد. یافتهها: تحلیل های آماری نشان داد پس از هشت هفته تمرین اینتروال هوازی، سطوح سرمی آدیپونکتین، نیمرخ لیپیدی و hs-CRP در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد تغییر معنیداری پیدا نکرد ( ۰۵/۰<p). نتیجهگیری: نتایج حاکی از این است که انجام هشت هفته تمرین اینتروال هوازی سه جلسه در هفته و با شدت ۶۵ تا ۸۰ درصد حداکثر توان پا صرف نظر از بهبود مقاومت به انسولین اثری بر سطوح آدیپونکتین سرم، نیمرخ لیپیدی و hs-CRP در زنان مبتلا به دیابت نوع دو ندارد.
حسن شهبازی، دکتر قدرت اله شاکری نژاد، هایده قجری، دکتر فضل اله غفرانی پور، دکتر مسعود لطفی زاده،
جلد ۱۷، شماره ۵ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت نوع دو و عوارض آن کیفیت زندگی بیماران را به طور قابل ملاحظهای تحت تاثیر قرار میدهد و معنویت میتواند کیفیت زندگی این بیماران را بهبود بخشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط معنویت و کیفیت زندگی در مبتلایان به دیابت نوع دو شهرستان خرمشهر طراحی و اجرا شد. مواد و روشها: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی میباشد که به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی ۱۴۵ بیمار از مراکز بهداشتی روستایی و بیمارستان ولیعصر شهرستان خرمشهر انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهی ۲۹ سوالی دانینگ و پارسیان برای سنجش معنویت و پرسشنامهی ۲۶ سوالی سازمان بهداشت جهانی برای سنجش کیفیت زندگی بود که روایی و پایایی آنها در مطالعات پیشین تایید شده بود. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۱۶ و آزمونهای آماری همبستگی پیرسون، آزمون تی، آنووا، پست هاک و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: معنویت با کیفیت زندگی و ابعاد آن همبستگی مثبت و معنیداری داشت (۰۰۰۱/۰>P). تحصیلات با معنویت و کیفیت زندگی ارتباط معنیدار و مستقیم و همچنین سن با هر دو مقوله همبستگی معنیدار و منفی داشت (۰۱/۰>P). نتیجهگیری: همبستگی قوی بین معنویت و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو نشاندهنده نقش و مسئولیت مهم مراقبین سلامت اعم از پزشک، پرستار و خانواده بیماران در توجه به نیازهای معنوی آنان و برآورده کردن آنها در کنار اقدامات درمانی است. همچنین در برنامههای آموزشی این بیماران باید به تقویت سلامت معنوی آنان توجه کرد.