۷ نتیجه برای حقانی
صغری نیک پور، شیدا وحیدی، مهدی هدایتی، حمید حقانی، حمید آقاعلی نژاد، لیلی بریم نژاد، بابک سودمند،
جلد ۱۱، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده
مقدمه: بهبود شاخصهای چاقی شکمی در زنان چاق میانسال در اثر تمرینهای ورزشی اهمیت ویژهای دارد. بررسی اثر برنامهی ورزشی استقامتی منظم بر شاخصهای چاقی شکمی (نسبت دور کمر به دور باسن، دور کمر، نسبت دور کمر به قد و درصد چربی) در زنان شاغل هدف این مطالعه بود. مواد و روشها: این مطالعه از نوع کارآزمایی در عرصه با گروه شاهد بود. با فراخوان، زنان بالای ۳۵ سال، دارای چاقی شکمی؛ عادات ماهیانهی منظم و عدم فعالیت ورزشی منظم از دانشکدههای پرستاری و مامایی، پزشکی، توانبخشی، پیراپزشکی، دانشکدهی بهداشت و حوزههای مختلف سازمان مرکزی شامل حوزهی ریاست، معاونتهای پژوهشی، آموزشی، دانشجویی، پشتیبانی و درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ـ درمانی ایران، ثبت نام به عمل آمد. داوطلبان واجد شرایط (۳۱ نفر) به صورت تخصیص تصادفی به گروههای تمرین استقامتی (۱۷ نفر) و شاهد (۱۴ نفر) تقسیم شدند. افراد گروه آزمون به مدت ۸ هفته تمرین استقامتی منظم داشتند. در ابتدا و انتهای مطالعه در دو گروه، علاوه بر ثبت اطلاعات پرسشنامه، اندازهگیریهای تنسنجی و ظرفیت هوازی بیشینه نیز با متر، کالیپر و کورنومتر انجام شد. یافتهها: نسبت دور کمر به دور باسن در دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنیداری نداشت، اما تمرین استقامتی منظم بر شاخصهای دور کمر، نسبت دور کمر به قد و درصد چربی به طور معنیداری تأثیر گذاشت (۰۵/۰>P). هرچند کاهش شاخص دور کمر به دور باسن در گروه مورد معنیدار نبود. نتیجهگیری: معنیدار نبودن کاهش نسبت دورکمربه دور باسن بعد از انجام ورزش استقامتی منظم احتمالاً به دلیل کوتاه بودن مدت هفتهای تمرین یا عدم کنترل رژیم غذایی بوده است.
صغری نیک پور، شیما رحیمیان، شعله شکرابی، حمید حقانی،
جلد ۱۱، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۸۸ )
چکیده
مقدمه: اگرچه شیردهی عامل شناختهشدهای در پیشگیری از ابتلا به عفونت در دورهی نوزادی است، نقش آن در پیشگیری از ابتلا به لوسمی حاد ناشناخته است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط مدت زمان�تغذیه با شیر مادر و ابتلا به لوسمی حاد در کودکان انجام شد. مواد و روشها: مطالعه یک پژوهش مورد ـ شاهدی بود. گروه مورد ۳۰۰ از کودکان ۱۳-۲ سالهی در قید حیات مبتلا به�لوسمی لنفوئیدی و میلوئیدی حاد�و گروه�شاهد ۳۰۰�کودک سالم بودند که از نظر سن, جنس و محل سکونت با یکدیگر همگون�شدند. نمونهگیری به صورت مستمر انجام شد. اطلاعات از طریق پرسشنامه و مصاحبهی چهره به چهره با مادران جمعآوری شد. یافتهها: این پژوهش نشان داد که بین مدت زمان تغذیه با شیرمادر و ابتلا به لوسمی حاد در کودکان ارتباط معنیدار آماری وجود دارد (۰۰۱/۰≥ p). نتایج آنالیز رگرسیون لوجستیک نشان داد کودکانی که کمتر از ۱ ماه با شیر مادر تغذیه شده بودند نسبت به کودکانی که ۲۴-۱۹ ماه شیر مادر خورده بودند، ۵۴/۳ برابر شانس بیشتر برای لوسمی حاد داشتند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که مدت زمان تغذیه با شیر مادر با ابتلا به لوسمی حاد ارتباط دارد و کودکانی که مدت زمان بیشتری از شیر مادر استفاده کنند، شانس کمتری برای ابتلا به لوسمی حاد دارند. به منظور تأیید یافتههای این پژوهش پیشنهاد میشود پژوهشی آیندهنگر در مورد ارتباط تغذیه با شیر مادر و ابتلا به تمامی اشکال بدخیمی در کودکان انجام شود.
صغری نیکپور، شیما رحیمیان، شعله شکرابی، حمید حقانی،
جلد ۱۴، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۱ )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی شیر مادر و عوامل مرتبط با لوسمی حاد در کودکان انجام پذیرفت. مواد و روشها: پژوهش حاضر یک مطالعهی مورد ـ شاهدی بود. گروه مورد شامل۳۰۰ نفر از کودکان ۱۳-۲ سال در قید حیات مبتلا به لوسمی لنفوییدی و میلوییدی حاد، و گروه شاهد ۳۰۰ کودک غیر مبتلا به لوسمی بود، که از سن، جنس و محل سکونت با گروه مورد همگون بودند. نمونهگیری به روش مستمر انجام گرفت. دادهها از راه پرسشنامه و مصاحبهی چهره به چهره با مادران جمعآوری گردید. یافتهها: کودکانی که ۱۸-۱۳ ماه و ۲۴-۱۹ ماه از شیر مادر تغذیه کرده بودند به ترتیب ۴۵/۲ و ۵۴/۳ مرتبه، و کودکانی که بیشتر از ۲۴ ماه شیر مادر خورده بودند ۲/۲ مرتبه کمتراز کودکانی که زیر ۱ ماه شیر مادر خورده بودند به لوسمی حاد مبتلا شده بودند. خانوادههایی که ۲ و بیشتر از ۲ فرزند داشتند نسبت به خانوادههایی که یک فرزند داشتند ۴۲/۱ احتمال شانس ابتلا بیشتر بود. احتمال شانس ابتلا به لوسمی در کودکان خانوادههای کم درآمد نسبت به خانوادههای با در آمد خوب، ۶/۰ برابر بیشتر مشاهده گردید. نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد ابتلا به لوسمی حاد میتواند با مدت زمان تغذیه با شیرمادر، وضعیت اقتصادی و تعداد فرزندان ارتباط داشته باشد. با توجه به اینکه پژوهش حاضر به صورت مورد ـ شاهدی انجام گرفت، پیشنهاد میگردد که پژوهشی به صورت کوهورت (آیندهنگر) نیز در مورد عوامل مرتبط ابتلا به لوسمی حاد انجام گیرد. کلید واژه ها: تغذیه با شیر مادر،عوامل مرتبط، لوسمی حاد، مطالعه مورد-شاهدی
سمیه پاشایی، دکتر سالار بختیاری، دکتر کریمه حقانی، فرج اله ملکی،
جلد ۱۵، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: مقاومت به انسولین نقص اصلی در دیابت نوع ۲ و چاقی میباشد. طی این اختلال تجمع لیپید همراه با افزایش بیان TNF-α در عضله رخ میدهد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی اثرات کاهش بیان TNF-α بر مولکولهای کلیدی مسیر پیامرسانی انسولین (IRS-۱ و Akt) و مقاومت به انسولین در ردهی سلولهای عضلانی C۲C۱۲ در حضور و عدم حضور پالمیتات بود. مواد و روشها: برای کاهش بیانTNF-α ، سلولهای C۲C۱۲ با shRNA حاوی توالی آنتیسنس ژن TNF-α موشی ترانسفکت شدند. سپس، میزان بیان TNF-α، همچنین فسفریلاسیون و بیان پروتئینهای IRS-۱ و Akt با استفاده از آزمون وسترن بلات مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها: در سلولهای کاهش بیان یافته TNF-α، میزان بیان پروتئین TNF-α، ۵۸% کاهش یافت. در شرایط تیمار با پالمیتات ۵/۰ میلیمولار و انسولین ۱۰۰ نانومولار، فسفریلاسیونهای تحریک شده با انسولین مولکولهای IRS-۱ (Tyr۶۳۲) وAkt (Ser۴۷۳) در سلولهای کاهش بیان یافته نسبت به سلولهای کنترل، به ترتیب ۷/۱ و ۶/۲ بود. نتیجهگیری: یافتهها نشان داد کاهش بیان TNF-α میتواند فعالیت عناصر کلیدی مسیر پیامرسانی انسولین (IRS-۱ و Akt) را افزایش داده و در نتیجهی بهبود مقاومت به انسولین در میوتیوبها را سبب گردد. این یافتهها پیشنهاد میکنند TNF-α میتواند به عنوان یک هدف درمانی بالقوه در درمان مقاومت به انسولین القا شده با اسید چرب که در دیابت نوع ۲ و سندروم متابولیک مشاهده میشود، مورد توجه قرار گیرد.
دکتر سالار بختیاری، آذر باباخانی، دکتر کریمه حقانی،
جلد ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: تغییر در سوخت و ساز لیپیدها
یکی از سازوکارهای مهم برای درمان مقاومت به انسولین و در نتیجه دیابت نوع ۲ است. از
سوی دیگر، PGC-۱α به عنوان یکی
از تنظیمکنندههای کلیدی بیوژنز و عملکرد میتوکندری، از راه افزایش بتا-
اکسیداسیون لیپیدها، نقش مهمی در بهبود حساسیت به انسولین ایفا میکند. در پژوهش حاضر، اثرات اپیگالوکاتچین گالات (EGCG)، به عنوان ترکیب
ضدچاقی و افزاینده کاتابولیسم چربی، بر بیان پروتئین PGC-۱α بررسی شد و با داروی
ضددیابتی رزیگلیتازون (RGZ) مقایسه گردید. مواد و روشها: پس از تمایز میوبلاستهای C۲C۱۲ به میوتیوب، مقاومت به انسولین از طریق تیمار
پالمیتات القا گردید. سپس میزان بیان پروتئین PGC-۱α، پیش و پس از تاثیر انسولین و همچنین پس از تیمار با EGCG و RGZ، با استفاده از روش وسترن بلات مورد بررسی قرار
گرفت. یافتهها: تیمار با پالمیتات بیان پروتئین PGC-۱α را در سلولهای C۲C۱۲ به طور معنیداری کاهش داد (۰۰۱/۰P=). تیمار این سلولها با EGCG اثر معنیداری
بر بیان پروتئین PGC-۱α نداشت (۶۷/۰P=)، در حالیکه
تیمار با RGZ بیان این ژن در
سطح پروتئین را به طور معنیداری افزایش داد (۰۰۳/۰P=). همچنین، این
افزایش معنیدار در بیان ژن PGC-۱α در سطح پروتئین
تحت تیمار همزمان با RGZ و EGCG حفظ شد (۰۰۱/۰P=). نتیجهگیری: نتایج ما
نشان داد که تاثیر EGCG بر میزان بیان
پروتئین PGC-۱α معنیدار
نبود، در حالیکه RGZ به طور معنیداری
کاهش بیان القا شده با پالمیتات پروتئین PGC-۱α را بهبود داد. در مجموع، به نظر میرسد که اثرات ضد دیابتیک EGCG بر خلاف RGZ از راه تاثیر بر بیان ژن PGC-۱α اعمال نمیگردد.
پریا وکیلیان، فاطمه اسکوئی، مختار محمودی، دکتر آلیس خاچیان، شیما حقانی،
جلد ۲۱، شماره ۵ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: مدل ارتقای سلامت پندر به عنوان چهارچوبی جهت تبیین رفتارهای سبک زندگی ارتقاءدهندهی سلامت در افراد دارای بیماریهای مزمن مطرح است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش بر اساس مدل ارتقای سلامت پندر بر سبک زندگی و ابعاد آن در مددجویان با زخم پای دیابتی انجام شده است. مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی که در سال ١٣٩٨ انجام شد، ٧٤ مددجو بر اساس معیارهای ورود به روش در دسترس انتخاب و به روش تصادفی بلوکبندی شده به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. پرسشنامهی مشخصات جمعیتشناختی و ابزار سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت توسط دو گروه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و مقایسهای مانند: آزمونهای تی مستقل، زوجی و تحلیل کوواریانس انجام شد. یافتهها: بعد از مداخله، میانگین نمره گروه آزمون در همه ابعاد سبک زندگی به طور معنیداری افزایش داشت (۰/۰۰۱P<). بررسی تغییرات دوگروه، ٥٠ روز بعد از مداخله، نمایانگر افزایش در میانگین نمرات سبک زندگی و ابعاد آن در گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد بود (۰/۰۰۱>P). نتیجهگیری: نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان میدهد که آموزش بر اساس مدل ارتقای سلامت پندر میتواند منجر به ارتقای سبک زندگی و ابعاد آن در افراد دارای زخم پای دیابتی شود و بنابراین برای ایجاد تغییر در سبک زندگی مددجویان با زخم پای دیابتی، میتوان از این شیوه آموزشی استفاده نمود.
منصوره ساده تبریان، دکتر شهرزاد غیاثوندیان، شیما حقانی،
جلد ۲۱، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: پیشگیری از عوارض، کاهش مرگ و میر و هزینههای اقتصادی دیابت، یکی از مهمترین اهداف مدیریت دیابت میباشد. برای رسیدن به این اهداف، کنترل دقیق قند خون لازم است که نیازمند آموزش است. زمانی بیماران از توصیهها و آموزشهای داده شده تبعیت میکنند که درک درستی از بیماری خود داشته باشند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر درک بیماری بر کنترل گلیسمیک بیماران مبتلا به دیابت انجام گرفت. مواد و روشها: این کارآزمایی بالینی تصادفی در ۷۸ بیمار مبتلا به دیابت مراجعهکننده به درمانگاه دیابت شهرستان قوچان در دو گروه تصادفی مداخله (۳۸ نفر) و شاهد (۴۰ نفر) انجام شد. ﺑﺮای ﮔﺮدآوری دادهﻫﺎ از پرسشنامه درک از بیماری (IPQ-R) و میزان HbA۱C ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ از ﻣﺪاﺧﻠﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدید. گروه مداخله در طی ۲ جلسه ۴۵ دقیقهای، تحت آموزش مبتنی بر درک بیماری قرار گرفتند. سنجش افراد سه ماه بعد از انجام مداخله صورت گرفت و نتایج توسط نرمافزار SPSS ۲۲ مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافتهها: سه ماه پس از آموزش در گروه مداخله، میانگین سطح هموگلوبین گلیگوزیله (۱/۳۱۸±۹/۲۸ در مقابل ۱/۴۲۲±۸/۳۳) و درک بیماری (۱۲/۹۷۱±۱۳۲/۵۳در مقابل ۹/۷۷۲± ۱۵۹/۴۷) نسبت به قبل، تغییر یافت. یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان داد سطح سرمی هموگلوبین گلیکوزیله پس از آموزش در مقایسه با پیش از آموزش، تغییرات معنیداری داشته است (۰/۰۰۱p<). نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان داد، بیماران مبتلا به دیابت پس از مداخلهی آموزشی به درک بهتری از بیماری خود دست یافتند، که در نهایت منجر به کنترل قندخون در این بیماران گردید.